من آنها را به ۵۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت تاجر آنها را به ۶۰ دلار به او بفروشید. روستایی ها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند. البته از آن به بعد دیگر کسی نه مرد تاجر را دید و نه شاگردش را.
و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون.
.
.
.
.
.
.
.
.
نکتهی اخلاقي:
باور كنيد هيچ نكته ي پيچيدهاي وجود ندارد
تنها نكته اي كه نظر آدمي را ناخودآگاه جلب مينمايد، شباهت عجيب اين قصه، با قصهی بانک مرکزی ما و جریان ارز و ثبتنام سکه و اینها است!!!
و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون.
.
.
.
.
.
.
.
.
نکتهی اخلاقي:
باور كنيد هيچ نكته ي پيچيدهاي وجود ندارد
تنها نكته اي كه نظر آدمي را ناخودآگاه جلب مينمايد، شباهت عجيب اين قصه، با قصهی بانک مرکزی ما و جریان ارز و ثبتنام سکه و اینها است!!!
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 11 مرداد 1391
توسط pouya